زمينه و هدف: بيماری سل، در برخی موارد ستون فقرات و طناب نخاعی را مبتلا میکند و سبب اختلال در فعاليت نخاع از قبيل ضعف يا فلج اندامهای تحتانی و در بعضی موارد سبب ناتوانی بيمار در کنترل اسفنکتری میگردد. در موارد نادر نيز ممکن است سبب ضعف يا فلج اندامهای فوقانی شود. شيوع عوارض عصبی در سل ستون فقرات بالا است. تشخيص بموقع و درمان اختصاصی میتواند اين عوارض را کاهش دهد. مطالعه حاضر با هدف بررسی مقايسهای روشهای جراحی در درمان سل ستون فقرات انجام شد.
روش بررسی: در اين مطالعه مقطعی، از اول بهمن ماه 1375 تا آخر شهريور 1382 تعداد 24 بيمار با تشخيص سل ستون فقرات، مورد مطالعه قرار گرفتند. بيماران به سه گروه تقسيم شدند. گروه اول شامل بيمارانی بود که با داروهای ضدسل درمان طبی شدند. بيماران گروه دوم تحت درمان جراحی با آپروچ خلفی قرار گرفتند و گروه سوم شامل بيمارانی بود که با روش توأم خلفی و قدامی تحت عمل جراحی قرار گرفتند. برای تجزيه و تحليل دادهها از روشهای آمار توصيفی استفاده شد و با توجه به تعداد کم نمونهها در هر گروه، دادهها به صورت دستی تجزيه و تحليل شدند.
يافتهها: از 24 بيمار مورد مطالعه 6 نفر مذکر و 18 نفر مؤنث بودند. سن بيماران بين 78-4 سال متغير بود. وضعيت عصبی 6/66% بيمارانی که با روش خلفی تحت جراحی قرار گرفته بودند، بهبود يافت و در 6/16% موارد، وضعيت عصبی آنها بدتر شد. روش قدامی توأم با خلفی در72% همراه با بهبود و در 8/9% با بدتر شدن وضعيت عصبی بيماران همراه بود. در مواردی که بيماری بموقع تشخيص داده شده بود و با داروهای ضد سل تحت درمان قرار گرفته بودند، به جز 1 مورد، بقيه به طور کامل و بدون عارضه بهبود پيدا کردند.
نتيجهگيری: تشخيص بموقع سل ستون فقرات میتواند درمان را تسهيل نمايد و از عمل جراحی و عوارض بيماری جلوگيری کند بنابراين در تمامی ضايعات مشکوک ستون فقرات، بايد سل ستون فقرات را در نظر داشت. در درمان جراحی با روش توأم خلفی با قدامی، بهبود وضعيت نورولوژيک بيماران بيشتر است و بهتر میتوان مسير ستون فقرات را اصلاح کرد.