چکيده
زمينه و هدف: متأسفانه در گذشته اهميت مسأله درد نوزادان کمتر مورد توجه قرار گرفته ولی اکنون به دليل مشخصشدن عوارض متعدّدی که به دنبال روشهای درمانی دردناک به وجود میآيد، اهميّت آن مشخص و مورد توجه جدّی محققان قرار گرفته است. از طرف ديگر مداخلات دردناک پزشکی و پرستاری در بخشهای نوزادان بسيار بالاست و توصيه درمانهای غير دارويی در جهت کاهش درد و کنترل آن هنگام مداخلات دردناک بسيار ارزشمند خواهد بود. مطالعه حاضر با هدف تعيين تأثير گلوکز خوراکی بر شدّت درد نوزادان به هنگام واکسيناسيون انجام شد.
روش بررسی: در اين مطالعه مداخلهای، 93 نوزاد به طور تصادفی به سه گروه مساوی شامل دو گروه تجربی (گروههای 1 و 2) و يک گروه شاهد (گروه 3) تقسيم و مورد تحقيق قرار گرفتند. مطالعه به صورت دو سوکور انجام شد. به نوزادان گروه يک تجربی مقدار 2 ميلیليتر گلوکز خوراکی 25% و به گروه دو تجربی، 2 ميلیليتر آب مقطر استريل خورانده شد و پس از 2 دقيقه واکسن هپاتيتB تزريق شد. جهت تعيين شدت درد از مقياس Neonatal Infant Pain Scale (NIPS) استفاده شد. در مورد گروه سوم (شاهد) هيچ مداخله درمانی انجام نشد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و آزمونهای آماری Chi-Square، آناليز واريانس يکطرفه (ANOVA) و کمترين تفاوت معنیدار (LSD) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافتهها: نمره درد به طور مشخصی در نوزادانی که گلوکز خوراکی 25% دريافت کرده بودند، نسبت به دو گروه ديگر کمتربود. ميانگين نمره درد در گروههای اول، دوم و سوم به ترتيب 90/2، 29/5 و 45/5 محاسبه گرديد. مقايسه شدت درد در سه گروه نشان داد که اختلاف معنیداری بين گروه يک و دو گروه ديگر وجود دارد (001/0=P) ولی بين گروه دوم و سوم اختلاف معنیدار نبود.
نتيجهگيری: تجويز 2 ميلیليتر محلول گلوکز خوراکی 25% هنگام انجام تزريقات نوزادان میتواند اثر ضد درد قابل توجهی داشته باشد؛ بنابراين با توجه به بیخطر، ارزان و در دسترس بودن اين محلول میتوان از آن به عنوان يک ضد درد به هنگام انجام شيوههای دردناک در نوزادان استفاده کرد.